آن دوستدار خردجمعي، آن عاشق بازي نصرتي، آن آبيه ورژن هشتاد و شیش، كم و بيش عين سيريش، آن كه با يونگ بودش اتحاد، لوتي گري بودش اعتقاد، به مايلي كهن نبودش احترام، شيخنا و نيو جنرال فوتبالنا(!) « امير خان قلعه نوعي» متخلص به جنرال! حفظه ا... كل يوم! از تازه بزرگان فوتبال مملكت بود كه در كارنامه اش هيچ شكي جايز نبود! روزي جمعي از مريدان گرد وي جمع شده و پرسيدند: «يا شيخ، اين فصل S.S را چه شده است كه نه رنگ ليگ آسيايي ديد و نه جام داخلي؟» شيخ كه در اعماق خردجمعي غرقه بود با انگشت به جانب «صمدخان مربي الدوله» اشاره كرد و گفت: همانا ما بي تقصيريم و اوست كه سبب تشويش تيم گشته و يونگ را به كار نگمارده است تا خرد جمعي افزون گردد! مريدان با شنيدن اين برهان هاي اظهرمن الشمس سخت از آگاهي لبريز شدند و سر به بيابان نهادند... و نيز در احوال شيخ نقل شده كه روزي تماشاگرنمايي از وي پرسيد:« شيخ! چطور شد كه اينطور غرور ملي را در بازي مكزيك به باد فنا دادي؟... و با فلاش بكي دوران سياه چلنگر و برانكو - رضي ا... عن نتايجه!- را به يادش آورد كه سه يك شديم و لااقل دايي در زمين بود كه تقصيرها را به دوش بكشد! اما حال چه كسي بار اين تقصير را به دوش كشد؟» شيخ سخت دگرگون شد و بانگ بر آورد كه: « شما را لياقت همان برانكو باشد!» و في الفور دست خردهاي جمعي بگرفت و قصد عزيمت به تيم هاي شيخ نشين نمود، تماشاگرنما كه آينده مملكت را در تباهي و نابودي ديد پشيمان شد و به پاي شيخ افتاد و بوسه ها زد و پاچه ها خواراند و ضجه ها ابراز داشت تا شيخ را دل رحمي افتاد و از تصميمش منصرف گشت و اينگونه بود كه همچنان سايه شيخ بر سر تيم مستدام است! حفظ ا... سايئه!
| Copyright © 2005-2009 - All rights reserved. |
| Writer & Designer: غرغرو Power: Blogfa (Iranian weblog service) Language: Persian |
| TanzDooni.com & TanzDooni.blogfa.com |








