تبليغاتX
TanzDooni.com طنزدونی

آن سیب دو نیم جومونگ!
تاريخ: سوم مهر 1388 ساعت :21:51
آن با فلانی یار غار ، آن صاحب انواع مقامات در دولت یار ، آن خداوندگار اعتماد بنفس ، آن بدور از هرچه ضعف و شک و ترس ، آن کارنامه اش در زمره اوتاد ، آن شهرداری را کرده آباد ، آن المپیک را داده بر باد ، عذر خواهی وی را کس نداشته در یاد ، آن دور مانده از وزارت نیرو ، سجده شکر کرده خلق از این رو ، آن سیب دو نیم جومونگ در مقیاس ایکس لارج ، آن در راه خدمت رسانی همیشه سیمش به شارج ، آن ریاست میراث فرهنگی را پاشنه ی گیوه ور کشیده ، تن کوروش از این خبر در گور لرزیده ، شیخ المقامات و آش کشک انتصابات « مهندس علی آبادی » از گنده مدیران کشور که از هر انگشتش هزاران تخصص باریده و در هر منصبی که صندلی از وجود مدیر خالی مانده باشد ، احدی لایق تر و مدیری کارآمد تر از وی برای جلوس بر آن صندلی زاده نشده. رضی ا... عَن انعطاف بذیریُه.

نقل است که روزی شیخ غضبناک بر فرزندش وارد و او را در حالی یافت که نزد پلی استیشن نشسته و کسب فیض می کرد. عزم گلایه کرد و آواز داد : ای فرزندم! این چه کارنامه ایست که مکتبخانه ات به دستم داده؟ همه نمره ها ناپلئونیست و بَل هُم اَضل! علی ای حال بجای جبران و ندامت ، تنها نشسته ای و فیفا دو هزار و نه بازی می کنی؟ فرزند بی التفات ، در همان حال گفت : یا شیخ! کارنامه سخن گزاف است و اگر سر سوزنی بها داشت ، شما با آن کارنامه خدمت رسانی به ورزش ، سالها پیش خانه نشین می شدی! شیخ که سخن فرزند را سنجیده یافت ، از در دوستی و تعویض کانال در آمد و فرمود : مع الوصف من هم بازی! تیم ایران را برایم بردار تا پشت حریفان را به خاک بساییم! فرزند گفت: مشغول جام جهانی هستم و همانطور که می دانید ایران در مقدماتی حذف گردید! شیخ گفت : اینجا هم که مثل عوام الناس مدام این جام جهانی را به رخ ما می کشند! لعن ا... کارشکنیهم!
و نیز نقل است پیکی ویژه بر شیخ وارد شد و لیستی به دست وی داد و گفت انتخاب کن! شیخ پرسید : « این چیست و ملاک انتخاب کدام است؟ » پیک گفت : « این لیست ادارات و سازمانهایی است که از فیض وجود مدیر بی بهره است. انتخاب کن کدام را به نامت بزنند! ملاک هم شایستگی است که الحمدا... شما به وفور دارید! » شیخ دستی به محاسن کشید و قدری تأمل کرد. سپس چشمان خود بست و انگشت بر روی لیست حرکت داد و به ناگاه انگشت را متوقف ساخت و فرمود همین جا که نشانه گذاشتم! فردای آن روز شیخ به ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری منصوب گردید. کرم ا... طریق انتخابه!
گویند شیخ را پرسیدند : یا شیخ! برای ریاست سازمان میراث فرهنگی چه برنامه هایی در سر داری؟ فرمود : برنامه ها بسیار است، من جمله سی و سی پل را توسعه داده و به صد و سی و سه پل و یا بیشتر برسانیم! تخت جشمید را جمع کرده و به تهران می آوریم تا دسترسی مردم راحتتر گردد! لودر و بولدوزر به ارگ بم برده و آنجا را بکوبیم و هتل پنج ستاره بسازیم تا گردشگری رونق گیرد و قس علی هذا. رضی ا... عن اقداماته.

چاپ در صفحه طنز سوسه
نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: تذكرة الاكابر | + |


Copyright © 2005-2010 - All rights reserved.
Writer & Designer: غرغرو Power: Blogfa (Iranian weblog service) Language: Persian
TanzDooni.com & TanzDooni.blogfa.com